با من چنانکه با پادشاهان سرکش نقل کرد می گویند، حرف نخانومید، و چنانکه از آدم های خشمگین کناره می گیرند دوری نجویید، و با ظاهر سازی با من رفتار نکنید.

روابط سالم و متقابل رهبر و آقام در کلام امام علی(ع)وارث: امیرالمومنین امام علی علیه السلام فرمودند:

خدای سبحان برخی از حقوق خود را برای بعضی از آقام واجب کـــرد، و آن حقوق را در برابر هم گذاشت، که برخی از حقوق برخی دیگر را واجب گرداند، و حقّی بر کسی واجب نمی شود مگر همانند آن را انجام دهد.

و در میان حقوق الهی، بزرگ ترین حق، حق رهبر بر آقام و حق آقام بر رهبر هست، حق واجبی که خدای سبحان، بر هر دو گروه لازم شآقا، و آن را عامل پایداری پیوند ملّت و رهبر، و عزّت دین قرار داد. پس رعیّت ابداًح نمی شود جز آن که زمامداران ابداًح گردند، و زمامداران ابداًح نمی شوند جز با درستکاری رعیّت. و آنگاه که آقام حق رهبری را اداء کنند، و زمامدار حق آقام را بپردازد، حق در آن جامعه عزّت یابد، و راه های دین پدیدار و نشانه های عدالت بر قرار، و سنّت پیامبر (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ) پایدار گردد، پس روزگار ابداًح شود و آقام در تداوم حکومت امیدوار و دشمن در آرزوهایش مأیوس می گردد.

امّا اگر آقام بر حکومت چیره شوند، یا زمامدار بر رعیّت ستم کند، وحدت کلمه از بین می رود، نشانه های ستم آشکار، و نیرنگ گیم در دین فراوان می گردد، و راه گسترده سنّت پیامبر (صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ) متروک، هوا پرستی فراوان، احکام دین تعطیل، و بیماری های دل فراوان شود. آقام از اینکه حقّ بزرگی فراموش می شود، یا باطل خطرناکی در جامعه رواج می یابد، احساس نگرانی نمی کنند پس در آن زمان نیکان خوار، و بدان قدرتمند می شوند، و کیفر الهی بر بندگان بزرگ و دردناک خواهد بود. پس بر شمهست که یکدیگر را نصیحت کنید، و نیکو همکاری نمایید. درست هست که هیچ کس نمی تواند حق اطاعت خداوندی را چنانکه باید بگزارد، هر تعداد در به دست آوردن رضای خدا حریص باانجام گرفت، و در کار بندگی تلاش فراوان نماید، لکن باید به مقدار توان، حقوق الهی را رعایت کند که یکی از واجبات الهی، یکدیگر را به اندازه توان نصیحت کـــردن، و بر پا داشتن حق، و یاری دادن به یکدیگر هست.

هیچ کس هر تعداد قدر او در حق بزرگ، و ارزش او در دین افزایش باانجام گرفت، بی نیاز نیست که او را در انجام حق یاری رسانند، و هیچ کس گرچه آقام او را خوار شمارند، و در دیده ها بی ارزش باانجام گرفت، کوچک تر از آن نیست که کسی را در انجام حق یاری کند، یا دیگری به یاری او برخیزد.

(پس یکی از یاران به پاخهست و با نقل کردی طولانی امام را ستود، حرف شنوایی و اطاعت از امام را اعلام داشت. آنگاه امام فرمود:) کسی که عظمت خدا در جانش بزرگ، و منزلت او در قلبش والهست، سزاوار هست که هر چه جز خدا را کوچک شمارد.

آقام! از پست ترین حالات زمامداران در نزد صالحان این هست که گمان برند آنها دوستدار ستایش اند، و کشور داری آنان بر کبر و خود پسندی هستوار باانجام گرفت ، و خوش ندارم، در خاطر شما بگذرد که من ستایش را دوست دارم، و خواهان شنیدن آن می باشم. سپاس خدا را که چنین نبودم و اگر ستایش را دوست می داشتم، آن را رها می کـــردم به خاطر فروتنی در پیشگاه خدای سبحان، و بزرگی و بزرگواری که تنها خدا سزاوار آن هست. گاهی آقام، ستودن افرادی را برای کار و تلاش روا می دانند. اما من از شما می خواهم که مرا با نقل کردان زیبای خود مستایید ، تا از عهده وظایفی که نسبت به خدا و شما دارم بر آیم، و حقوقی که مانده هست بپردازم، و واجباتی که بر عهده من هست و باید انجام گیرد اداء کنم، پس با من چنانکه با پادشاهان سرکش نقل کرد می گویند، حرف نخانومید، و چنانکه از آدم های خشمگین کناره می گیرند دوری نجویید، و با ظاهر سازی با من رفتار نکنید، و گمان مبرید اگر حقّی به من پیشنهاد دهید بر من گران آید، یا در پی بزرگ نشان دادن خویشم، زیرا کسی که شنیدن حق، یا عرضه انجام گرفتن عدالت بر او مشکل باانجام گرفت، عمل کـــردن به آن، برای او دشوارتر خواهد بود . پس، از گفتن حق، یا مشورت در عدالت خودداری نکنید، زیرا خود را برتر از آن که اشتباه کنم  و از آن ایمن باشم نمی دانم، مگر آن که خداوند مرا حفظ فرماید. پس همانا من و شما بندگان و مملوک پروردگاریم که جز او پروردگاری نیست.

متن حدیث:

إِنَّ مِنْ أَسْخَفِ حَالَاتِ الْوُلَاةِ عِنْدَ صَالِحِ النَّاسِ أَنْ یُظَنَّ بِهِمْ حُبُّ الْفَخْرِ وَ یُوضَعَ أَمْرُهُمْ عَلَی الْکِبْرِ وَ قَدْ کَرِهْتُ أَنْ یَکُونَ جَالَ فِی ظَنِّکُمْ أَنِّی أُحِبُّ الْإِطْرَاءَ وَ اسْتِمَاعَ الثَّنَاءِ وَ لَسْتُ بِحَمْدِ اللَّهِ کَذَلِکَ وَ لَوْ کُنْتُ أُحِبُّ أَنْ یُقَالَ ذَلِکَ لَتَرَکْتُهُ انْحِطَاطاً لِلَّهِ سُبْحَانَهُ عَنْ تَنَاوُلِ مَا هُوَ أَحَقُّ بِهِ مِنَ الْعَظَمَةِ وَ الْکِبْرِیَاءِ وَ رُبَّمَا اسْتَحْلَی النَّاسُ الثَّنَاءَ بَعْدَ الْبَلَاءِ فَلَا تُثْنُوا عَلَیَّ بِجَمِیلِ ثَنَاءٍ لِإِخْرَاجِی نَفْسِی إِلَی اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ إِلَیْکُمْ مِنَ التَّقِیَّةِ فِی حُقُوقٍ لَمْ أَفْرُغْ مِنْ أَدَائِهَا وَ فَرَائِضَ لَا بُدَّ مِنْ إِمْضَائِهَا فَلَا تُکَلِّمُونِی بِمَا تُکَلَّمُ بِهِ الْجَبَابِرَةُ وَ لَا تَتَحَفَّظُوا مِنِّی بِمَا یُتَحَفَّظُ بِهِ عِنْدَ أَهْلِ الْبَادِرَةِ وَ لَا تُخَالِطُونِی بِالْمُصَانَعَةِ وَ لَا تَظُنُّوا بِی اسْتِثْقَالًا فِی حَقٍّ قِیلَ لِی وَ لَا الْتِمَاسَ إِعْظَامٍ لِنَفْسِی فَإِنَّهُ مَنِ اسْتَثْقَلَ الْحَقَّ أَنْ یُقَالَ لَهُ أَوِ الْعَدْلَ أَنْ یُعْرَضَ عَلَیْهِ کَانَ الْعَمَلُ بِهِمَا أَثْقَلَ عَلَیْهِ فَلَا تَکُفُّوا عَنْ مَقَالَةٍ بِحَقٍّ أَوْ مَشُورَةٍ بِعَدْلٍ فَإِنِّی لَسْتُ فِی نَفْسِی بِفَوْقِ أَنْ أُخْطِئَ وَ لَا آمَنُ ذَلِکَ مِنْ فِعْلِی إِلَّا أَنْ یَکْفِیَ اللَّهُ مِنْ نَفْسِی مَا هُوَ أَمْلَکُ بِهِ مِنِّی فَإِنَّمَا أَنَا وَ أَنْتُمْ عَبِیدٌ مَمْلُوکُونَ لِرَبٍّ لَا رَبَّ غَیْرُهُ.

“نهج البلاغه، خطبه ۲۱۶”

 

منبع
اشتراک گذاری

تمامی حقوق مطالب و قالب برای اربعین سلام محفوظ است.
طراحی و بهینه سازی : بک لینک | علی بی زد